السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

286

تفسير الميزان ( فارسي )

بدگويىها سر دادند ) تا آنكه اين آيه نازل شد « * ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيه ) * . . . » ، همين كه اين آيه نازل شد ، رسول خدا ص اموال را تصرف كرد ، و از دو اسير هم فديه گرفت ، مسلمانان گفتند : يا رسول اللَّه آيا طمع دارى كه ما هم جنگ كنيم ؟ در پاسخ آنان اين آيه نازل شد * ( « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هاجَرُوا وَجاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّه ، أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّه » ) * « 1 » و اين جمعيت هشت نفر بودند ، كه نهمى آنان عبد اللَّه بن جحش امير ايشان بود . « 2 » مؤلف : در اينكه آيه شريفه : « * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هاجَرُوا ) * . . . » در باره داستان اصحاب عبد اللَّه بن جحش نازل شده ، روايات ديگرى نيز هست ، و اين آيه دلالت دارد بر اينكه اگر كسى عملى را قربة الى اللَّه انجام دهد ، و در عمل خطا كند ، معذور است ، و خلاصه هيچ گناهى در صورت خطا گناه نيست و نيز دلالت دارد بر اينكه مغفرت به غير مورد گناه هم تعلق مىگيرد . و در اين روايات اشاره اى هم به اين معنا هست كه سائلينى كه جمله « يسئلونك » پرسش آنان را نقل مىكند ، مؤمنين بوده‌اند ، نه مشركين كه كار مؤمنين را مورد طعنه قرار مىدادند ، روايت ابن عباس هم كه در بحث روايتى سابق گذشت اين معنا را تاييد مىكند ، چون در آن روايت داشت : هيچ مردمى را بهتر از اصحاب رسول خدا ص نديدم ، چون تا رسول خدا ص زنده بود بيش از سيزده سؤال از او نكردند كه همه آنها در قرآن است ، و آن عبارت است از * ( « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ » ) * و * ( « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ » ) * ( تا آخر حديث ) ، باز مؤيد اين معنا اين است كه خطاب در آيه به مؤمنين است ، چون مىفرمايد : ( و لا يزال با شما قتال مىكنند ، تا شما را از دينتان برگردانند . . . ) .

--> ( 1 ) كسانى كه ايمان آوردند و كسانى كه هجرت نموده در راه خدا جهاد نمودند آنان اميدوار رحمت خدايند . ( 2 ) در المنثور ج 1 ص 250